|
شعر،داستان،دل نوشته و....
|
تاک از درون خانه ی تو در زد
رَحِم ِ شراب تورا دیدم
دوچشم جن زده ات
من انگار ، همه چیز را دیدم
برگ موی بی اندام ات ،نقش حیا بود
سجّاده ام تک رنگ شد
رنگِ فصلِ وصل
رنگ قامت ات که سبزِ خاطرست
شمد بر کمر باغچه ات گذاشتی و
دیگر به میز توالت ات نگاه نکردی!