|
شعر،نقاشی،طراحی،داستان،دل نوشته و....
|
از قبل نمایشگاه حالم خوب نبود.بعد نمایشگاهم که بیشتر از قبل خالی شدم.ولی حالم داره بهتر میشه.اسباب کشی داشتم و هنوز خونه ی جدید جابجا نشده.این خونه یه انباری بزرگ داره که وسوسه س مجسمه رو تو من به اوج رسوند.نوشتنم نمی آد و بیشتر دوست دارم بخونم و ببینم و نقاشی بکشم.
گاهی آدم تحت فشارهای زندگی از مسیر خودش منحرف میشه.من دارم سعی می کنم به مسیر خودم برگردم.
درگیر نمایشگاه شعرم!ایده هایی که از چند سال پیش تا حالا داشتم و اجرا نکردم.شاید کانسپت باشه!نمی دونم.ولی بنام بر اینه که تا بهمن ماه ارائش بدم.زیاد شرایط خوندن وب دوستان رو ندارم.منو ببخشید!به امید دیدار
نمی دونم از کجا شروع شد که اینقدر از خوم توقع دارم.امیدوارم این بار سنگین رو از دوش خودم بردارم.اینکه باید خلق کنم!بعدشم هم تنهایی و هم بی پولی و...دلت رو به آدمایی به عنوان همکار و هم سفر خوش میکنی و...خسته ام.دوست دارم زندگی کنم.
حسین حقیقیان
متولد شهریور 1360
-آغاز فعالیت آکادمیک از 1371 نزد استاد رحیم مولائیان در بابل
-آغاز فعالیت حرفه ای از سال 1379
- شرکت در بیش از سی نمایشگاه جمعی همراه با شاگردان اقای مولائیان در بابل،بابلسر،ساری ،قائمشهر،تهران و...
(گالری نور تهران،گالری آبان تهران1383،فرهنگسرای نیاوران1379،و...)
-نمایشگاه بخش جانبی جشنواره ی فیلم وارش 1383
-اولین دوره ی طراحان مازندران
- هنرمندان نوگرای مازندران در فرهنگسرای صبا1387
-منتخب استانها در فرهنگسرای صبا 1388
- برگزاری چهار نمایشگاه انفرادی:
گالری زر آمل 1383
گالری متن سپید ساری 1384
گالری دادا بابلسر1384
گالری مولائیان بابل 1386
- دانشجوی کارشناسی ارتباط تصویری هنرهای زیبا ی تهران
حسین حقيقيان اما تكليفش با خودش مشخص است. او يك اكسپرسيونيست است. اكسپرسيونيسم حقيقيان از اين رو قابل تأمل است كه صداقت تاش ها و ضربه قلم هاي وحشي اش، گاه تا مرز تكان دهندگي هم پيش مي روند.(بخشی ازنقد جواد مدرسی بر نمايشگاه نقاشان نوگراي استان مازندران 1387)
رحیم مولائیان:نقاش است.با دل نقاشی می کند و از جان مایه می گذارد.او در تضاد دو معنای متفاوت گام می زند.یکی منظر کمال جویی او که می کوشد تا مخاطب را به فضای عقلانیت وجستجو گر بودن نقاش هدایت کندف ودیگر تمایلات شهودی و عاشقانه ی او که در لابه لای کار غوطه ورمی شود.هر چه هست او نقاشی کامل است.او شعر تصویر را می فهمد.آدم هایش در عین حضور،غایبند.واشیاء کارکردی غیر مادی دارند.می توان در گوشه ای از تابلو پنهان شد و در این آرامش زیست.
اینم پوستر نمایشگاهمه:

هی
دیگر بار اگر دیدی ام
به چشمانت کاندومی به طعم توت فرنگی بکش
تا آبستن کودک فراغ نباشم
روی لبهایت پرده ای
تا به خواب ماه نروم
هی
دیگر بار اگر دیدی ام
نگو که عشق عریانی می خواهد تا شیشه ام پاره شود
ودستت به ته سادگی ام برسد
هی از طاقچه ی من دو دره کنی و
من بی چیز بمانم!
هی
دیگر بار اگر دیدی ام
بعد آن باشد که خود را شناختی
بعد خود ارضایی ات سکس کن
بعد از خود گذشتن
تا زنده بمانم!
هی
دیگر بار اگر دیدی ام
خودت باش
زیرا که من نیز!
حقیقیان/ تابستان ۱۳۸۶
برای دیدن نقاشیهایم به وبلاگ http://haghighianhossein.blogfa.com/ مراجعه بفرمائید
ابرها هم تغییر شکل می دهند
ولی باز ما باران را
دانه دانه می شماریم
من اگر دور از شما باشم
اوضاع بهتر می شود.
حقیقیان/۱۳شهریور ۱۳۸۸